![]() |
![]() |
|
| فرهنگي اجتماعي |
|
با پوزش از دیگر نامزدها- رقبای محترم- به خاطر تاخیر در ورود به عرصه ی انتخابات ،بدین وسیله (و البته برخی وسایل دیگر که بعدا مشاهده خواهند فرمود!)اعلام می دارد که «بوالفضول» نیز رسما وارد رقابت و زد و خورد سالم انتخاباتی شده است با یک نطق منظوم انتخاباتی به شرح ذیل: رای ما : فقط ما! قصیده ی انتخابیّه! کاندیداتـور مطـرح، از کلّ رقیبـــان سر از نامزد اصلح، یک خـرده هم اصلـح تر! هم عارف و هم عـامی گشتند مرا حـامی، معروف بـه خوشنامی، در باختر و خاور! مـــا را نبـــود وحشت، از رد صلاحیت قربان توای "هیات"،مدیون تــــو ای "کشور"! گرچه موتور مخلص، گه گاه کند فس فس امّید کــــه تــــا مجلس، چرخم نشود پنچر! بــــا رای فزاینــده در دوره ی آینـــــــده مـــاییم نماینده ، گـــــــر بخت شــود یاور من مردمی و نازم، خوش صحبت و طنّازم به به که چه می تازم،احسنت بر این استر! دی گفت ترازومان : «کای دلبر مهرو مان! از غصه ی محرومان، کلی شده ای لاغر!» من حامی نسوانم ، جــان بر کف ایشانم من درد تو می دانم ، پس رای بده خواهر! من سرسبد گل هـا، معشوقه ی بلبل هــا محبوب تشکّل هـا، یک دلبر سیمین سر(!) «گه نعره زدی بلبل، گه جامه دریدی گل» از عشق رخم بالکل، آن قاطی و این پرپر! این: علم و سواد من، این :هوش زیاد من اعضای ستــاد مــن، هستند بر این باور! خطاط و دو تـا شاعــــر، تبلیغ گـر ماهر یاردانقلی و باقــــــر ،قربانعلی و اصغر! از سعی اکیپ من خوشگل شده تیپ من، بنگر به تریپ من، این عکس شده محشـر! با این رخ چون ماهم،در عکس چه دلخواهم هم میهن همراهم ، کن نـــــام مرا از بر! ناز قلمت ای یار! بر برگه ی رای این بار تو اسم مرا بنگــــار، پس لطف مــرا بنگر! گر سوی ستاد آیی شـام است و پذیرایی هنگام دســـر چایی، بــا بیسکویت مـــادر! از مکـــر رقیبانم ، هــر چند پریشــــانم من رستم دستـــانم ، خالـــی نکنم سنگـــــر! مزدور فرنگ آنها، بـــا بنده به جنگ آنها بس دنگ و دبنگ آنها، بی شخصیت و عنتر! گه دنگ و دبنگ آید،گه منگ و ملنگ آید چون قافیه تنگ آید ، شاعـــر به... الی آخر! برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به:بوالفضول الشعرا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 0:11 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان به مناسبت یکصدمین سالگرد تاسیس شهرداریها اقدام به برگزاری جشنواره شعر طنز نموده است لذا از کلیه علاقمندان دعوت می گردد در این جشنواره شرکت نمایند. شرایط آثار ارسالی: ü ارسال آثار در کلیه قالبهای شعری آزاد است. ü اشعار می بایست با موضوع شهر، شهروند، شهرداری و یا موضوعات مرتبط باشد. ü -هر نفر می توانند حداکثر 5 اثر ارسال نماید. ü آثار ارسالی نباید در جشنواره های مشابه دیگری حائز رتبه شده باشد. ü آثار می بایست تایپ شده و یا به صورت خوانا بر روی یک طرف A4 نوشته شده باشد. ü آخرین مهلت ارسال آثار 25/1/87 می باشد. ü هر اثر ارسالی می بایست دارای شناسنامه ای جداگانه باشد.( شامل نام و نام خانوادگي، نام اثر، سال تولد، مدرك تحصيلي، نشاني كامل پستي و شماره تماس) علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و یا ارسال آثار خود می توانند به مرکز آفرینشهای ادبی قلمستان واقع در خیابان 22 بهمن خیابان علامه امینی مجموعه فرهنگی باغ غدیر ساختمان الغدير مراجعه نمایند.تلفن: 2602014-2602750-0311 در ضمن می توانید آثار خود را به ایمیل Ghalamestan@hamravi.com نیز ارسال نمایید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 23:50 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
چشمههای خروشان تو را میشناسند موجهای پريشان تو را میشناسند پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی ريگهای بيابان تو را میشناسند نام تو رخصت رويش است و طراوت زين سبب برگ و باران تو را میشناسند هم تو گلهای اين باغ را میشناسی هم تمام شهيدان تو را میشناسند از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی ای که امواج طوفان تو را میشناسند بوی توحيد مشروط بر بودن توست ای که آيات قرآن تو را میشناسند گرچه روی از همه خلق پوشيده داری آی پيدای پنهان تو را میشناسند اينک ای خوب، فصل غريبی سر آمد چون تمام غريبان تو را میشناسند کاش من هم عبور تو را ديده بودم کوچههای خراسان تو را میشناسند جاودانياد قيصر امينپور
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 1:0 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
عارض ماهش ز خوبي برده از مهتاب تاب
باز كرده فصل رويش صد گلستان باب باب در لطافت نيست يك گل چون گل رويش لطيف از نظافت داده طبعش با گل بي آب آب نقل مطالب با ذکر ما’خذ بلامانع است. |
|
RSS
|