![]() |
![]() |
|
| فرهنگي اجتماعي |
|
اواخر سال گذشته در سفري به زيارت حرم حضرت زينب (س) و حضرت رقيه(س) به ديدار از آرامگاه معلم شهيد دكتر علي شريعتي رفتم . به طور اتفاقي در آنجا با شخصي كه ايراني و مسئول قبرستان هاي شهر دمشق بود آشنا شدم كه مدعي بود كه در مراسم كفن و دفن دكتر حضور داشته است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 22:40 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
غزلي از دوست و همكار عزيزم محمد حسين صفاريان:
توكه جان جهاني وزندهترين توكه نبض زماني وروح زمين
قدمي زحوالي من بگذرنفسي به كناردلم بنشين
توولحظه به لحظه جوانه زدن من و موي خيال توشانه زدن
من وراه هر آنچه بهانه زدن كه بيا كه چنان كه بيا كه چنين
نفسم تو كه باشي زنده شوم همه تن تن قلب تپنده شوم
كه پري بزنم كه پرنده شوم كه پرنده ترين كه پرنده ترين
همه شب من و سايهي دلهرهها شب و شيون و ضجّهي زنجرهها
تو بيا كه از آن سوي پنجره ها برهاني ام از شب چلهنشين
توكه عطر بهاري و بوي خدا منم عاشق وبيدل و بيسر وپا
تو بيا تو بيا تو بيا تو بيا به سراغ من اين من خستهترين
همه شب من و بادگسسته عنان به سراغ صداي تو دورجهان
بدويم ونيابيم از تو نشان توكجاي زمان؟ توكجاي زمين ؟
منم ودوسه شعر بريدهزبان دونگاه غريبهي دلنگران
چه بگويم از اين همه دردنهان كه بيا و بخوان كه بيا و ببين محمدحسين صفاريان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 0:1 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند
ناصر فيض |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 23:37 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
عكس هاي فوق مربوط به فشن وزارت كشور است . حال اين سؤال پيش مي آيد اگر با اين تيپ زنان ما به خيابان بيايند آيا نيروي انتظامي با آنهابرخورد نمي كند؟؟؟ شما هم نظر بدهيد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 23:15 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم تیر 1386ساعت 21:20 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در ايران از کهن ترين زمان، در هر ماه جشني که نام آن ماه را داشت، برگزار مي شد. ازاين جشن هاي دوازده گانه تـنها جشن تيرگان با نام تيرماه سيزه شو ( شب سيزده تـيرماه) هنوز در مازندران برگزار مي شود. ولي برگزاري جشن هاي ديگري چون فروردين گان، ارديبهشت گان و.. به دست فراموشي سپرده شده است. انتخاب روزهاي جشن بدين شيوه بود که چون در تـقويم کهن هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام دوازده ماه نيز در شمار آن سي نام است، جشن هر ماه در روزي بود که نامش با نام ماه يکي بود. و نام ها متعـلق به سي فرشتهً نگاهبان روزها و ماه ها است. جشن تيرگان روز سيزدهم ماه تير ( روز تير ) است. به روز تير و مه تير عزم شادي کن که از سپهر ترا فتح و نصرت آمد تير افزون بر يکي بودن نام روز و ماه، مناسب جشن تيرگان را سالروز حماسهً معـين کردن مرز ايران، با تيراندازي آرش، مي دانند. در اوستا آمده است : تـيشتر ستاره را يومند و فرهمند را مستايـيم که شتابان بدان سوي پرواز کند. به سوي درياي فراخکرت پرواز کند. مانند تير ارحش (آرش) بهترين تـيرانداز ايراني که از کوه ائـيريوخشوت به طرف کوه خوانونت پرتاب گرديد .... زين الاخبار مناسب جشن تيرگان را چنين آورده است : تيرگان، سيزدهم ماه تير، موافق ماه است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم تیر 1386ساعت 21:6 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 0:17 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
سال گذشته ناصر فيض عزيز مهمان شب هاي هشت بهشت ما بودند.به ياد سالگرد آن اين شعر تقديم مي شودباید که شیو ه ی سخنم را عوض کنم شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم
گاهی برای خواندن یک شعر لازم است روزی سه بار انجمنم را عوض کنم
از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم
در راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدماینبار شکل در زدنم را عوض کنموقتی چمن رسیده به اینجای شعر من وقت است قیچی چمنم را عوض کنم
پیراهنی به غیر غزل نیست در برم گفتی که جامه ی کهنم را عوض کنم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 5:56 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
این خانم من اسیر یانگوم شده است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 5:38 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
هر چند که از دیده ی من گم شده ای غمخوار و کمک رسان مردم شده ای در قصــــر دلم جواهــر عشــــق منی ای خوشگل من!چقدر یانگوم شده ای ! اين شعر از وبلاگ http://bolfozool.blogfa.com/ به شما تقديم مي شود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 5:9 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
عارض ماهش ز خوبي برده از مهتاب تاب
باز كرده فصل رويش صد گلستان باب باب در لطافت نيست يك گل چون گل رويش لطيف از نظافت داده طبعش با گل بي آب آب نقل مطالب با ذکر ما’خذ بلامانع است. |
|
RSS
|