
زمان نسبتاً طولاني از زندگي بشر، در دوران ما قبل تاريخ هالهاي از ابهام و شگفتيهاست. اما پس از ورود بشر به دوران تاريخ، بلافاصله واژهي تمدن به ذهنها متبادر ميشود.
همريشه بودن واژهي تمدن و مدينه، نشانگر نزديكي ميان اين دو است. همين طور در زبان لاتين واژهي (Civllization تمدن) همين قرابت و خويشاوندي را با (city شهر) نشان ميدهد. اين كه در شرق و غرب بين تمدن و شهروند شاهد چنين پيوند نزديكي هستيم خود دليل بر اهميت شهر نشيني در تمدن است. در دوران معاصر شهر نشيني و شهروندي ازمظاهر تمدن به شمار مي آيد امروزه حقوق شهروندي داراي حوزههاي مختلف است و يكي از آن حوزهها در مسايل شهروندي ، فرهنگآپارتماننشيني است. آپارتمان سازي به عنوان يك الگوي مفيد در شهرسازي همچنان مورد توجه سازندگان مسكن است.
آپارتماننشيني به معناي استفاده از يك مجتمع ساختماني با قوانين و مقررات نوشته و نانوشتهي مربوط به آن است و نيازمند فرهنگ و نظم خاصي ميباشد. متأسفانه به دليل آنكه اين نوع سكونت در ايران قدمت زيادي ندارد، فرهنگ آن متناسب با گسترش آپارتماننشيني در ميان مردم نهادينه نشده است. با گسترش مجتمعها نزاع و اختلاف شديدي بين آپارتماننشينان، به وجود ميآيد كه باعث ميشود فردي كه خسته از سر و صداهاي محل كار و ترافيك براي رسيدن به آرامش و آسايش به خانه بازگشتهاست، بار ديگر با تنشهايي مختلف كه روح و روان او را افسرده ميكند در داخل خانهاش روبرو شود. تنش هايي كه تا به حد نزاع هاي شديد فيزيكي هم كشيده ميشود.
فرهنگ آپارتماننشيني شامل استفادهي درست و مناسب از قسمتهاي مشاع و مشترك و پرداخت هزينههاي مشترك مربوط به آنها، احترام به حقوق همسايگان رعايت مقررات مربوط به آپارتماننشيني و تمام مواردي است كه باعث ميشود كه زندگي صلحآميزي در كنار آدمهايي كه تنها به اندازهي يك ديوار با آنها فاصله داريم، داشته باشيم.
برخي از آپارتماننشينها با بيان اينكه «چهار ديواري اختياري است» از خودشان سلب مسؤوليت و به حقوق ديگران تجاوز كرده و آنها را ناديده ميانگارند. تجاوز به حقوق ديگران و همسايگان در چنين مواردي از سادهترين موضوعات مثل گذاشتن كفش در راه پلهها، برگزاري مهمانيهاي شبانه كه حتي در ايام وسط هفته كه تا نيمه شب هم ادامه مييابد. استفاده از وسايل صوتي تصويري با صداي بلند تا مزاحمتهاي مكرر و طولاني را در بر ميگيرد.
اين وضعيت پيش از اينكه ناشي از فقدان قانون مناسب آپارتماننشيني باشد، منشأ گرفته از فرهنگ غلطآپارتماننشيني است. چرا كه هر چه تعداد آپارتمانها افزايش مييابد، فرهنگ آپارتماننشيني متناوب با آن رشد نميكند.
در حال حاضر بخش زيادي از ساكنين شهر بهارستان در آپارتمانها و مجتمعهاي مسكوني كوچك و بزرگ ساكن هستند ولي تنها تعداد اندكي از آنها از قوانين آپارتماننشيني خبر دارند و از اين رو است كه هر روز حجم زيادي از موارد درگيري و شكايتهايي كه در دادگاهها و دادسراها مطرح ميشود به زد و خوردها و اختلافات اين گونه آپارتماننشينيها اختصاص دارد.
قانون تملك آپارتمان ها در سال 1343 به تصويب رسيده و تاكنون اصلاحاتي بر روي آن صورت گرفته است.
در آپارتمان مالكيت شامل دو قسمت است: مالكيت قسمتهاي اختصاصي و مالكيت قسمتهاي مشترك.
قسمتهاي اختصاصي همان قسمتهايي است كه در سند مالكيت هر مالك به طور مشخص ثبت شدهاست و در مقابل قسمتهاي مشترك آن قسمتهايي است كه حق استفاده از آن منحصر به يك فرد يا چند مالك نيست و همهي مالكان نسبت به متراژشان از آن سهم دارند.
البته اين مسأله مربوط به آپارتمانهايي است كه واحدهاي آن متراژهاي مختلفي دارند ولي برخي از مجتمعها كه همهي واحدها يكسان هستند قسمتهاي مشترك هم به يك اندازه تقسيم ميشود. در اين ميان مهمترين و اختلاف برانگيزترين مسألهي هر مجتمع آپارتماني، مسأله حق شارژ است. و تاكنون مسائل مختلفي را در پي داشته است.
اما حق شارژ چيست و براي چه دريافت ميشود؟
هر ساختمان داراي هزينههايي مشترك است كه تمامي مالكان و استفادهكنندگان از آپارتمان ملزم به پرداخت آن هستند. اين هزينهها شامل نگهباني و حفاظت فيزيكي مجموعه، تأسيسات و نگهداري فضاي سبز و... ميباشد و البته ممكن است كه در برخي از آپارتمانها يك و يا چند و يا همه موارد را در برگيرد.
هزينهي شارژ طبق محاسبات و پيشنهاد هيأت مديره، و تصويب ساكنين كه مجمع عمومي آن آپارتمان محسوب ميشوند براي همه اهالي لازمالاجرا ميباشد.
در ماده 4 قانون تملك آپارتمانها مصوب اسفند 1343 در سطر آخر ميگويد: پرداخت هزينههاي مشترك اعم از اينكه مورد استفاده قرار گيرد و يا نگيرد الزامي است.
بنابراين اگر در مجتمعي يكي از ساكنين بگويد كه من از پارك استفاده نميكنم، ماشين ندارم كه هزينه نظافت پاركينگ را پرداخت كنم. من در منزل ساكن نبودهام، حق شارژ نميدهم و يا به هر دليل ديگري حاضر به پرداخت حق شارژ نباشد، طبق قانون و به موجب ماده 10 اين قانون هيأت مديره به وسيلهي اظهار نامه با ذكر مبلغ بدهي و صورت ريز آن خطاب به شخص مذكور، شارژ را مطالبه ميكنند و چنانچه شخص ظرف 10 روز از تاريخ ابلاغ اظهارنامه اقدام به تسويه حساب ننمايد. هيأت مديره ميتواند به مراجع قضايي شكايت كند و در اين صورت دادگاهها موظفند اين گونه شكايات را خارج از نوبت مورد رسيدگي قرار دهند. دادگاه هم شخص بدهكار را از خدمات عمومي مانند برق، گاز و تلفن محروم مي نمايد و تا زماني كه مالك و يا استفاده كننده از آن واحد آپارتماني هزنيههاي معوقه را طبق گواهي هيأت مديره يا حكم دادگاه پرداخت نكند از استفاده از اين خدمات محروم است. قابل ذكر است اين مبلغ تا سقف 2 برابر جريمه نيز قابل افزايش است.
اين قانون شامل مالك و مستأجر ميشود، حال اگر به موجب قرارداد نامه پرداخت هزينههاي مشترك به عهده مالك باشد و مالك از پرداخت آن استنكاف نمايد، مستأجر ميتواند از محل مال الاجاره هزينه هاي مزبور را پرداخت كند و در صورتي كه پرداخت هزينه هاي جاري به عهده مستأجر باشد و اگر مستأجر از پرداخت هزينهها امتناع كند، هيأت مديره ميتواند علاوه بر مراجعه به مستأجر به مالك نيز مراجعه و اعلام بدهي نمايد.
نگارنده به دليل اينكه خود نيز ساكن آپارتمان ميباشد، با اين مسأله مواجه شده است كه برخي اقدام به تغييراتي در نماي ساختمان و نصب طناب جلوي پنجره آپارتمان به گونهاي كه مشرف به درب ورودي يا حياط ساختمان است ميكنند و لباسهايي را كه شستهاند براي خشك شدن روي آن آويزان مينمايند كه نماي ساختمان را نامناسب ميكند. جداي از مسايل قانوني آن، اين كار با فرهنگ شهروندي و مبلمان شهري مغايرت فراواني و قطعاً انجام اين مسأله از سوي افراد فرهيخته و فرهنگي به دور است.
چرا كه به موجب ماده 9 قانون تملك آپارتمانها هر يك از مالكين ميتوانند با رعايت مقررات اين قانون و ساير مقررات ساختماني عملياتي را كه براي استفاده بهتر از قسمت اختصاصي خود مفيد ميدانند انجام دهند، اما هيچ يك حق ندارند بدون موافقت اكثريت ساير مالكين تغييراتي را در محل، شكل در، سر در و يا نماي خارجي در قسمت اختصاصي خود كه در ديد عمومي باشد، بدهند. به هر حال اين عمل برخي از آپارتماننشينان ريشه در فرهنگشان دارد كما اينكه چنين مناظري را در برخي نقاط بهارستان شاهد نيستيم و در برخي نقاط ديگر به اندازهاي لباس و پتو و فرش از تراسها آويزان شده است كه مجتمع را به صورت رخت شوي خانه نمايش مي دهد.
چند توصيه مهم :
ساكنان هر واحد آپارتماني و قسمتهاي اختصاصي مجتمعها موظفند در جهت رعايت حسن همجواري، بعضي بايدها و نبايدها را مورد توجه قرار دهند و به آنها عمل نمايند. هر چند اين موارد در قانون پيش بيني نشده است ولي رعايت آنها توسط آپارتمان نشينها موجب ميگردد كه از بروز اختلافها و تنشهاي گوناگون جلوگيري شود. بنابراين براي آگاهي بيشتر شهرواندان موارد زير توصيه ميگردد:
- نصب كپسول آتشنشاني در راهروها و بازديد دورهاي آن از ضروريات هر مجمتع آپارتماني ميباشد
- ايجاد سر و صداي غير متعارف از ساعت يك تا چهار بعدازظهر و نه شب تا نه صبح روز بعد ممنوع ميباشد. صداي راديو، تلويزيون و ديگر وسايل پخش موسيقي نيز در ساعت فوق ميبايد فقط در داخل آپارتمان محل استقرار آنها قابل شنيدن باشد.
- هرگونه كاري به خصوص كارهاي ساختماني كه ايجاد صداي ناهنجار مينمايد، بايد با هماهنگي مديريت ساختمان فقط در ساعت 8و30 دقيقه تا 13و30 دقيقه و همچنين 15 و 30 دقيقه تا 18 و 30 دقيقه روزهاي غير تعطيل انجام پذيرد.
- پاركتهاي چوبي و كف پوشهاي پلاستيكي را فقط ميتوان پوليش نمود و نبايد آنها را با سنگ يا سراميك و ديگر پوششهايي كه صدا را تشديد مينمايند، تعويض كرد.
- در مواردي كه كف آپارتمان سنگ،سراميك يا چوب باشد و راه رفتن و كشيدن اجسام بر روي آنها در طبقه پايين صداهاي ناهنجار ايجاد كند، توصيه ميشود حداقل 75 درصد كف با قالي يا موكت پوشانده شود.
- هر گونه تغيير در نما، سر در يا بالكنهاي اختصاصي ممنوع است مگر با توافق اكثريت مالكين.
- تعميرات و تغييرات داخلي و خارجي كه موجب صدمه به اسكلت ساختمان ميشود به هيچ وجه مجاز نميباشد.
- ساير تعميرات و تغييرات داخلي آپارتمانها و بخشهاي اختصاصي مانند انبار ميبايد با اجازه كتبي مالك و تاييد مديريت ساختمان در حد معقول انجام شود.
- ساكنين هر واحد مسئول جبران خسارت وارد شده در اثر گرفتگي لولههاي فاضلاب، سر رفتن آب وان يا سينك ميباشد.
- نصب هر گونه آنتن قابل رويت بر روي نما يا در بالكن ساختمان بدون اجازه مديريت ساختمان ممنوع ميباشد.
- هيچگونه وسايل شخصي نبايد بيرون از پنجره در پاگردهاي عمومي، پاسيو، جلوي درب ورودي آپارتمان، در محوطه و پاركينگ قرار داده شود. به خصوص ساكنين طبقه همكف كه معمولا فقط راه به پاسيو دارند.
- از گذاشتن مواد آتش زا، ماشين لباسشويي و ديگر تجهيزات، قفس پرنده و هر گونه جسم خطرناك كه باعث ايجاد، سر و صدا است خودداري شود اگر چه اين بخش تنها از طريق آپارتمان همكف قابل دسترسي باشد. حفظ و نگهداري ان به عهده مالك قسمتهاي اختصاصي آن واحد ميباشد ولي استفاده از آن نبايد موجب سلب آسايش ديگران گردد.
- نگهداري سگ، كبوتر، قناري، خرگوش و بطور كلي حيوانات در قسمتهاي مشترك مانند پاسيو، هال، بالكن، تراس و محوطه ممنوع است اگر چه استفاده از آن مختص يك يا چند واحد باشد. مديران ساختمان نبايد در اين مورد چشم پوشي نمايند زيرا ممكن است علاوه بر نارضايتي ساير ساكنين، آن حيوان عامل بيروني نيز باشد.
- هيچ گونه صداي ناهنجاري مثل صداي كشيدن صندلي بر روي كفهاي سنگي، صداي توپ بازي و دويدن بچهها و صداهاي تحريكآميز نبايد در طول شبانه روز ايجاد گردد. صداي متهكاري و كوبيدن ميخ به ديوار جهت نصب وسايل تزييني ميبايد در ساعت مناسب روزهاي غير تعطيل انجام شود.
- از مصرف آب خارج از حد معمول ميبايد خودداري شود. در غير اين صورت نصب كنتور بر روي ورودي آب آپارتمان توصيه ميشود .
- استفاده همزمان از اتو، ماشين لباسشويي، سرخ كن برقي و ديگر وسايل الكتريكي با مصرف بالا موجب داغ شدن سيمها گرديده خطر آتشسوزي را افزايش ميدهد. بنابراين استفاده اين وسايل به طور همزمان بايد خودداري گردد. مديران ساختمان ميبايد كنترل فيوزهاي داخلي آپارتمانها و وضعيت تابلوهاي برق داخل واحدها را حداقل يك بار در سال مورد بازديد قرار دهند. بارها مشاهده گرديده كه فيوزهاي داخلي دستكاري شدهاند. در نتيجه هنگام افزايش بار الكتريكي جريان برق قطع نميشود و آتش سوزي، جان و مال كليه ساكنين را در معرض خطر قرار ميدهد.
- مسدود نمودن راه ديگر ساكنان ممنوع است. همچنين نميتوان مانع استفاده از قسمتهاي مشترك توسط ساير ساكنين شد مگر آنكه رفت و آمد يا استفاده از آن قسمت مستلزم عبور از ملك اختصاصي باشد.
- هيچ گونه وسايل شخصي نبايد بيرون از پنجره در پاگردهاي عمومي، پاسيو، جلوي درب ورودي آپارتمان، در محوطه پاركينگ قرار داده شود.
- بهتر است تحت هيچ شرايطي مواد منفجره و خطرناك كه ايجاد انفجار و آتشسوزي مينمايد در قسمتهاي اختصاصي و مشاعات نگهداري نكنيد.
- انبار آپارتمان مختص وسايل شخصي ساكنين است. استفاده تجاري و اجاره آن به ديگران ممنوع ميباشد.
- هر گونه دستكاري تجهيزات مشترك بدون اطلاع مديريت ساختمان ممنوع ميباشد.
- در مجتمعهاي فاقد نگهبان باز و بسته كردن درب ورودي محوطه يا ساختمان توسط آيفون ميبايد به وسيله افراد بالغ، پس ازشناسايي انجام پذيرد. گاهي ديده ميشود بچهها دكمه آيفون را حتي پس از ورود، دوباره فشار ميدهند و در نتيجه درب باز ميماند.
- بازي كردن بچهها در قسمتهاي مشترك در صورت تاييد هيئت مديره فقط در ساعتهاي تعيين شده و در محلهاي مقرر مجاز ميباشد.
- مسئول حركات و رفتار فرزندان اولياي آنها ميباشند و در قبال هر گونه عمل خلاف، آنها بايد جوابگو باشند.
- مراسم آييني، جشن و سوگواري ميبايست با اجازه مديريت و پس از اطلاع به همسايهها در سالن اجتماعات مجتمع برگزار شود. در صورت عدم وجود اين سالن، در داخل آپارتمان و با حداقل سر و صدا انجام گيرد. از نصب بلندگو و چادر خودداري گردد.بهتر است مراسم از ساعت 15 تا حداكثر 22 انجام پذيرد.
- هر گونه پخت و پز در قسمتهاي مشترك ممنوع ميباشد و در داخل بخشهاي اختصاصي فقط در حد معقول مجاز است.
- سرو صداي ميهماني در حد معمول (به طوري كه موجب آزاد ديگر ساكنين نشود) حداكثر تا ساعت 24 مجاز ميباشد. در ايام هفته حداكثر تا ساعت 23 و در شبهاي تعطيل و آخر هفته مراسم بدرقه و خداحافظي ميبايد در داخل آپارتمان – نه در راه پله يا هال عمومي – انجام شود. از ميهمانها نيز درخواست گردد در حين عبور از راه پله و محلهاي مشترك رعايت ارامش ديگران را نموده و از دويدن بچهها و ايجاد سر و صدا ممانعت به عمل آورند.
- استفاده از وسايل گازي و نفتي براي افراد جوانتر از 12 سال، مسن تر از 70 سال و معلولين جسمي و ذهني كه به صورت انفرادي زندگي ميكنند يا در اكثر ساعات شبانه روز تنها هستند، ممنوع ميباشد. تعبيه كپسولهاي اطفال حريق ضروري است. ضمن آنكه ميبايد نحوه استفاده از آنها به ساكنان آموزش داده شود.
- بازي كردن بچهها در قسمتهاي مشترك در صورت تاييد هيئت مديره فقط در ساعتهاي تعيين شده و در محلهاي مقرر مجاز ميباشد.
- هر گونه پخت و پز در قسمتهاي مشترك ممنوع ميباشد و در داخل بخشهاي اختصاصي فقط در حد معقول مجاز است.
- ساكنين ميبايد از كثيف كردن فضاي عمومي خودداري نموده و در حفظ تميزي آن كوشا باشند.
- اتومبيل، موتور سيكلت يا دوچرخه ساكنين ميبايد فقط در محلهاي از پيش تعيين شده پارك گردند. ورود هر گونه وسيله نقليه مهمان، شستشو، تعمير و تعويض روغن وسايط نقليه در داخل مجتمع ممنوع است.
- در مجتمعهاي فاقد نگهبان درهاي ورودي به مجتمع ميبايد پس از ورود يا خروج از ساعت 22 به بعد قفل گردند. كليد ورودي به مجتمع پاركينگ و تراس نبايد به غير از ساكنين مجتمع داده شود.
- حضور آقايان با پيژامه و زير پيراهن در خارج از بخش اختصاصي ممنوع ميباشد.
- از ايجاد محل زندگي خود به مراكز تجاري و كار كه باعث رفت و آمد افراد متفرقه به مجتمع شما ميشود، خودداري نماييد. گذاردن زباله جز در كيسهها و محفظههاي مخصوص و منتقل كردن آن در غير از ساعات مخصوص به بيرون باعث شيوع ميكروب و بيماري ميشود.
- تردد با لباس راحتي منزل در فضاهاي عمومي و مجتمع خارج از اصول شهروندي است.
- اياب و ذهاب آرام در نيمهي شب و بدون سر و صدا، نشان از درك و احترام به حقوق ديگران است.

»باز كن بر روى مـــن آغوش جان را اى بقیع تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع
خاكى اما برتر از افـلاك دارى جایگــــاه در تو مىبینـم شكوهِ آسمان را اى بقیع
پنج خورشیدِ جهانافـروز در دامان تست كردهاى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع
مىرسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع
بیت الاحزان بود و زهرا، هیچ كس باور نداشت تا كنند از او دریغ آن سایبان را اى بقیع
عاقبت از جور گلچین، سایه این گل شكست در بهاران دید تاراج خزان را اى بقیع
گرچه باغ یاس او پُر شد ز گلهاى كبود با على، زهرا نگفت این داستان را اى بقیع
سیلى گلچین چو گردد با رخ گل آشنا بلبل از كف مىدهد تاب و توان را اى بقیع
حامل وحى الهى، گاهِ ابلاغ پیام بوسه مىزد بارها آن آستان را اى بقیع
اى دریغا روز روشن، دشمنِ آتش فروز بى امان مىسوخت آن دارالأمان را اى بقیع
قهر دشمن آنقدر دامن به آتش زد، كه سوخت عاقبت آن طایر عرش آشیان را اى بقیع
اى دریغا در میان شعله، صاحبخانه سوخت سوخت این ناخوانده مهمان، میزبان را اى بقیع
دیگر از آن شب على از درد، آرامى نداشت داده بود از دست چون آرام جان را اى بقیع
با دلى لرزان، ز بلبل پیكر گل را گرفت یاد دارى گریههاى باغبان را اى بقیع
لرزه مىافتد به جانت، تا كه مىآرى به یاد لرزش آن دستهاى مهربان را اى بقیع
جز تو غمهاى على را هیچ كس باور نكرد مىكشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع
باز گو با ما، مزار كعبهی دلها كجاست در كجا كردى نهان آن بىنشان را اى بقیع
قطرهاى، اما در آغوش تو دریا خفته است كردهاى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع
چشم تو خون گرید و «پروانه» مىداند كجاست چشمهی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع
استاد محمّد على مجاهدى «پروانه


از غــــم دوست، در اين ميكده فــــرياد كشم
داد رس نيست كـــــه در هجر رخش داد كشم
داد و بيــــداد كه در محفل مــــا رندى نيست
كــه بــــرش شكوه بــرم، داد ز بيداد كشم
شاديــــم داد، غمم داد و جفـــــــــا داد و وفا
بــا صفـــا مـــنّت آن را كـه به من داد، كشم
عـــــاشقم، عــــاشق روى تو، نه چيز دگرى
بــــار هجــــــران و وصالت به دل شاد، كشم
در غمت اى گل وحشىِ من، اى خسرو من
جــــور مجنــــون ببـــــرم، تيشه فرهاد كشم
مُـــــردم از زنـــدگىِ بى تو كه با من هستى
طــــرفه ســرّى است كه بايد برِ استاد كشم
سالهــــا مـــــى گــــــذرد، حادثه ها مى آيد
انتظـــــار فـــــــرج از نيمـــــه خــــــرداد كشم


( این مطلب جهت چاپ در مجله شهرداری بهارستان در اختیار این نهاد قرار گرفت.)
انسانها در زمانهاي نسبتاً دور كه هنوز شهرها به صورت امروزي شكل نگرفته بودند بسيار آزادانهتر زندگي ميكردند و هيچ حد وحصري را براي خود قائل نبودند. شايد ضرب المثلي مانند «چهار ديواري اختياري» از همان زمانها شكل گرفته باشد و امروز در قرن بيست ويكم ديگر، چنين ضرب المثلهايي جايگاهي درميان مردم ندارد. درعصر ما افراد در درون منزل خود هم ميبايست به حقوق همسايگان احترام بگذارند و از سر و صداي نامتعارف كه باعث ايجاد مزاحمت شود، خودداري كنند. اين مهم از مسايل مؤكد ائمه معصومين (ع) است كه به حقوق ديگران توجه و آن را رعايت كنيم.
با نگاهي به گذشته و بررسي زماني كه شهرها در حال شكلگيري بود، متوجه ميشويم كه هر روز كه ميگذشت بر تراكم جمعيتي شهرها افزوده ميشد و از طرف ديگر مناسبات و ارتباطات اجتماعي مردم پيچيدهتر از قبل ميشد، به همين سبب اين حس به وجود ميآمد كه آنها چه بخواهند و چه نخواهند ميبايست محدوديت هايي هر چند اندك را براي داشتن محيطي آرام و امنتر قبول كنند چرا كه ممكن بود كه آسايش آنها دچار خدشه گردد.
انسانها در زمانهاي نسبتاً دور كه هنوز شهرها به صورت امروزي شكل نگرفته بودند بسيار آزادانهتر زندگي ميكردند و هيچ حد وحصري را براي خود قائل نبودند. شايد ضرب المثلي مانند «چهار ديواري اختياري» از همان زمانها شكل گرفته باشد و امروز در قرن بيست ويكم ديگر، چنين ضرب المثلهايي جايگاهي درميان مردم ندارد. درعصر ما افراد در درون منزل خود هم ميبايست به حقوق همسايگان احترام بگذارند و از سر و صداي نامتعارف كه باعث ايجاد مزاحمت شود، خودداري كنند. اين مهم از مسايل مؤكد ائمه معصومين (ع) است كه به حقوق ديگران توجه و آن را رعايت كنيم.
با نگاهي به گذشته و بررسي زماني كه شهرها در حال شكلگيري بود، متوجه ميشويم كه هر روز كه ميگذشت بر تراكم جمعيتي شهرها افزوده ميشد و از طرف ديگر مناسبات و ارتباطات اجتماعي مردم پيچيدهتر از قبل ميشد، به همين سبب اين حس به وجود ميآمد كه آنها چه بخواهند و چه نخواهند ميبايست محدوديت هايي هر چند اندك را براي داشتن محيطي آرام و امنتر قبول كنند چرا كه ممكن بود كه آسايش آنها دچار خدشه گردد.
لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب...



